+  

هجرت حضرت محمد (ص)

 از مکه معظمه به مدینه منوره

       تلاش های متواتر بر قتل حضرت محمد (ص)،  شهادت سمیه ،چهار میخ کشیدن بلال درریگزارهای سوزان ، انواع شکنجه های ظالمانه برمسلمانان ،قطع رابطه اجتماعی ،اقتصادی ،سیاسی ، خانوادگی ، ازدواج و ده ها مصیبت وبدبختی دیگر، شرایط زندگی رابرمسلمانان سخت ودشوار ساخته بود.


هجرت حضرت محمد (ص)

 از مکه معظمه به مدینه منوره

       تلاش های متواتر بر قتل حضرت محمد (ص)،  شهادت سمیه ،چهار میخ کشیدن بلال درریگزارهای سوزان ، انواع شکنجه های ظالمانه برمسلمانان ،قطع رابطه اجتماعی ،اقتصادی ،سیاسی ، خانوادگی ، ازدواج و ده ها مصیبت وبدبختی دیگر، شرایط زندگی رابرمسلمانان سخت ودشوار ساخته بود. برای نجات ازین مصائب وبدبختی های کشنده وخانمانسوز، مسلمانان ضرورت واحتیاج به حرکت ، نهضت ،قیام ،مقاومت و چراغ هدایتی داشتند ؛ تا شب یلداظلمت وبدبختی  رابه صبح درخشان و مدینه فاضله تبدیل نمایند . الله سبحانه وتعالی با هدایت هجرت به حضرت محمد (ص)و مسلمانان آن سعادت، خوشبختی ، موفقیت و پیروزی را نصیب گردانید. به گواه تاریح حکم قطعی قتل حضرت محمد(ص) دردارالندوه شورای بزرگان قریش مکه صادر گریده بود وسران ده قبیله قریش به شمول ابولهب رئیس قبیله هاشم که حضرت محمد (ص)جز آن بود ؛ درین حرکت شریک شدند . بنا براین درآینده کسی نمیتوانست از قریش خونبهای حضرت محمد(ص) را طلب نماید . جوانان هر ده قبیله درعملی نمودن قتل حضرت محمد(ص) تصمیم قطعی گرفتند. درین شرایط حساس رقیه بنت ابی سیف عمه حضرت محمد(ص) اطلاع حاصل کرد که قریش تصمیم قطعی گرفتند که شبانه به خانه شان حمله نموده و حکم دارالندوه راعملی بسازند . رقیه ازین پلان حضرت محمد(ص)  را آگاه کرد . حضرت پیامبر(ص) ، ابوبکررا مطلع ساختند و هر دویشان از راه های که کسی آنهارا نبیند ونشناسد مکه را ترک ودر غار ثورخارج شهر مکه پناه بردند. حضرت ابوبکر به حضرت محمد گفتند: من دو شتر سفید تند رو دارم آنها را از شهرمکه می آورم وبه سواری آنها شما را از مکه دور میسازم  شتران را وقتی می آورم که جلب توجه قریش را نکند واز پلان ما آگاه نشوند . حضرت محمد(ص) به منظور اینکه قریش فکر کنند ایشان در خانه میباشند به حضرت علی هدایت دادند ردای شانرا بپوشد و درتمام مدت روز پشت به پنجره قرار بگیرد و شب در جایشان بخوابد. حضرت علی(ع) با حضور ابوبکر به حضرت محمد(ص) چنین گفت : « یا محمد (ص)تو خیلی به من نیکی کرده ای و مرا چون فرزندپذیرفتی واگربتوانم برای نجات تو جان فدا کنم خود را مردی خوشبخت میدانم» حضرت علی(ع) این فداکاری را نمودند. بااستفاده ازین فرصت حضرت محمد(ص) وابوبکر خود رابه غارثورخارج ازشهر رساندند . قریش به هرطرف درشهر واطراف در جستجو بودند؛ ولی موفق به پیدا نمودن ایشان نشدند. سه شب در غار ثور با مشکلات فراوان میگذشت و اخبار شهر برایشان میرسید  حضرت ابوبکر به چوپان شان امر کردند که گوسفندان را چند مرتبه از پیش روی غار عبور دهد تا به این وسیله رد پای آنهائیکه اخبار مکه را وغذا برایشان می آودند نامعلوم شود و قریش نتوانند ایشان را پیدا نمایند.

      درین بخش چند روایت که تواریخ آنرا زیرعنوان روایت ثبت کرده اند ؛ درج میکنیم. آنگاه که به غار رسیدند ابوبکر آنجا را بادست خود پاک کردند وردای خود را پارچه پارچه کرده وسوراخهای غار را مسدود کردند تا مار داخل غار نشود . متأسفانه پارچه ردا کافی نبود وابوبکربا پای خود یک سوراخ غاررا مسدود و چون زیاد خسته بودند ؛ استراحت کردند .از بد روزگاز ماری پای ابوبکررا گزید واز شدت درد بیدار و قطرات عرق از پیشانی ابوبکربرصورت محمد(ص) ریخت ازخواب بیدارشدند.  رنگ  پریده و وضع درد ناک او را دیده پرسیدند .معلوم گردید که مار گزیده است جای نیش مار را مکیدند و زهر را کشیدند. همچنان روایت است . برای اینکه قریش فکر کنند در غار کسی نیست ؛ در سه مرتبه که به دروازه غار آمدند متوجه سه حالت شدند.   اول دردروازه غار عنکبوتی تنید دوم پرنده ای لانه ساخته تخم گذاشته وسوم بار سنگی فرود آمده دروازه غار را مسدود کرد.قریش بعد ازسه روز تفحص خسته شدند؛ آنگاه عامر بن فهیره غلام ابوبکر با دو شتر سفید آمد وحضرت محمد(ص) وابوبکرسوار شتران شدند وبه طرف مدینه براه افتادند.قریش اعلان کردند که هر کس سراغ محمد(ص) را بدهد صد شتر جایزه میگیرد راهگذری ایشانرا با لباس ژولیده سوار بر شتران سفید قیمتی دید و گمان کرد که پیامبر میباشد با عجله به سراقة بن مالک رئیس قبیله بنی مدلیج خبر داد. از نشانی ها سراقة دانست که یکی از آنها حضرت محمد(ص) میباشند برای اینکه صد شترجایزه رابه تنهائی بگیرد برای آن شخص گفت: تواشتباه میکنی آنها مهمانان من هستند ودیشب بامن بودند . آن شخص مرخص شد وسراقة باچند نفر به سواری اسب با عجله خود را به نزدیک  حضرت محمد(ص) رساند . با شوق دریافت صد شتر جایزه تلاش کرد واسب را مهمیز زد تا زودتر به ایشان نزدیک شود ولی اسب سر سم رفت و بزمین خورد. سه مرتبه این تکرارشد ونتوانست به ایشان برسد. بعدا فال دید. فال نیز موافق نیامد. مرتبه چهارم تلاش کرد باز هم اسب سر سم رفت سرانجام از تلاش های خود مأیوس گردید وبا پای پیاده خود را به حضرت محمد(ص) رساند وعرض کرد یا محمد من تصمیم داشتم تورا به قریش تحویل بدهم وصد شتر جایزه بگیرم ولی اسب من چند مرتبه سرسم رفت وموفق نشدم .حالا دانستم که تو مردی بر حق هستی و پیش بینی میکنم که روزی تو بر قریش مسلط خواهی شد. برای آن روز از تو امان میخواهم که درآن روزمرا به جرم همدستی باقریش به قتل نرسانی وقبیله مرا ازبین نبری . حضرت محمد فرمودند : در آن روز تو در امان خواهی بود وبه قبیله ات کسی آسیب نخواهد رساند. سراقة بن مالک بعدها مسلمان شد و یکی ازسرداران مشهور اسلام گردید.

     حضرت محمد (ص) و ابوبکردو روز بعد به کاروانی برخورند؛ که پسر عموی پیامبر ، زبیر بن العوام در آن بود واز زبیر غذا ولباس دریافت کردند و بعد طی مسافتی به قبیله اسلم رسیدند. رئیس قبیله اوس بن هاجر رهنمای بنام مسعود همرای شان نمود تا ایشان را به مدینه برساند. حضرت محمد(ص) ریگزارها، بیابانها و کوهپایه ها را پیموده وسرانجام به تاریخ شانزدهم جولای سال 622 عیسوی  داخل منطقه قبا شدند .

    حضرت محمد (ص) در هجرت ازمکه معظمه تا قبا ازدو رهنما عامر بن فهیره ومسعود استفاده نمودند. راهنما بر علاوه اینکه آشنائی با مناطق و راه ها وبیراهه ها داشت با راهگیران ودزدان بین راه ها نیز آشنائی داشت و مسافران را ازگزند دزدان محافظه مینمود . استفاده از دو راهنما در هجرت درس بزرگ (کار به اهل آن سپردن) را هدایت میدهد . آنحضرت در هر عمل خود پیامی را به ارمغان گذاشتند که پیروی و عملی نمودن آن سعادت ونیکبختی را نصیب انسان میگرداند . درین بخش ازین نگارش بیجای نخواهد بود روی این پیام بزرگ (کار را به اهل آن سپردن ) از دیدگاه اسلام روشنی اندازیم . زمانیکه حضرت محمد (ص) با ده هزار مجاهد سربرکف مهاجر وانصار مکه را فتح نمودند دراولین مرحله با چوب دست خود بت های کعبه را سرنگون  واین آیت را تلاوت کردند . وقل جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقا (سوره الاسراء آیه 81)( وبگو حق آمد وباطل ازبین رفتنیست به یقین که باطل ازبین رفتنیست ) و طواف کعبه نمودند . یکی ازمقام ها وکارهای مهم در آن دوران وظیفه کلید داری کعبه شریف بود واین وظیفه مهم را عثمان بن طلحه با صداقت ،امانتداری وشکل احسنی انجام میداد . مسلمانان با فتح مکه معظمه غرق مسرت و شادکامی بودند وچند نفر از صحابه جلیل القدر که به کلید داری کعبه افتخارمینمودند با عجله کلید کعبه را از عثمان بن طلحه گرفتند . حضرت محمد (ص) این واقعه را ندیدند الله سبحانه وتعالی که همه چیز را مبینند توسط حضرت جبرئیل این آیت مبارک را به حضرت محمد(ص) فرستادند . ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها ( ای مردمیکه ایمان آوردید امانت ( که درین آیت اشاره به امانت کار است )  به اهل آن بسپارید.  حضرت محمد (ص) متوجه گردیده کلید کعبه را از صحابه گرفتند و به عثمان بن طلحه که اهل آن کار بود دادند . این درس بزرگیست برای مسلمانان تا کار را به اهل آن بسپارند .

        به اصل مطلب برمیگردیم . خبر سفر حضرت محمد (ص) به مردم قبا رسیده بود وبا شوق دیدن پیامبر اسلام ازصبح زود درکوچه ها وپشت بامها انتظارقدوم سرور کائتات را میکشیدند. چون گرمی روز زیاد شد همه مردم به خانه ها پناه بردند . آفتاب به وسط آسمان رسیده بود که حضرت محمد (ص) وابوبکرقدم به کوچه های قبا گذاشتند . مرد یهودی داخل کوچه چشمش به دوشتر سفید افتادودانست که یکی ازشترسواران، پیامبر خدا میباشد . دربین کوچه فریاد کشید ومردم را آکاه ساخت .مردم قبا، مسلمان ویهود ، زن ومرد ،پیر وجوان در آن گرمای روز به کوچه ها ریختند تا سیمای پیامبر را ببینند . حضرت محمد (ص) و ابوبکردر زیردو درخت خرما نشسته بودند ومردم بدور شان حلقه زدند و هیچکس نمیدانست که پیامبر کدام است . ابوبکرردای خود را ازتن کشیده و بالای سر حضرت محمد(ص) سایبان ساخت تا اشعه خورشید ایشان را اذیت نکند آنگاه مردم حضرت محمد (ص)را شناختندوبه رسم ورواج عرب برای خوش آمدید هلهله کشیدند . حضرت محمد(ص) از مردم پرسیدند : مالک دو درخت خرما ومحل که نشسته اند کیست ؟ جوانی جواب داد. من مالک این زمین میباشم واین دو درخت را من شانده ام . حضرت محمد (ص) گفتند : منظورم این بود که آیا اجازه میدهی اینجا بنشینیم واستراحت کنیم . آن جوان با خوشحالی جواب مثبت داد. ولی یکی از مسلمانان قبا بنام گلثوم از پیامبر(ص) و ابوبکر دعوت نمود به خانه اش  استراحت نمایند. فرمودند: نمیخواهیم اسباب زحمت را مهیا نمائیم . گلثوم گفت : دو اتاق دارد در یکی خودش زندگی میکند و اتاق دیگر خالی است . آنگاه دعوت گلثوم را پذیرفتتد . با رسیدن محمد(ص) به قبا مسلمانان از مدینه به دیدن می آمدند . اولین مسلمان که از مدینه بدیدن شان آمد عمر فاروق بود . چون دید وبازدید ورفت آمد مسلمانان زیاد شد ؛ احتیاج به خانه بزرگترداشتند. درین وقت یکی دیگرازمسلمانان بنام سعدبن خیثمن خانه بزرگ خود را دراختیارشان گذاشت . روز سوم اقامت در قبا زمینی را خریدند وبه کمک مهاجرین وانصار بنای مسجد قبا را آغاز نمودند . در آبادی مسجد قبا حضرت محمد(ص) وابوبکر گل میساختند وخشت میزدند و عمر فاروق بر دوش سنگ میکشید ویا جوال های خاک را از دور می آوردند  ومدت بیست روز تا تکمیل مسجد قبا در آنجا ماندند .

      حضرت محمد (ص ) در اولین روز هجرت پیش ازاینکه منزل رهایشی برای خود آماده بسازند ؛ مسجد قبا را آباد ساختند. وآن درس مهم دیگری برای مسلمانان خصوصا مهاجرین میباشد . اولامسجد مرکز اتحاد ، اتفاق و تجمع مسلمانان وشیرازه همه نیکوئی ها میباشد . خداوند (ج) میفرمایند : واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا (سوره آل عمران آیه 103)( به حبل المتین قرآن شریف جمعا چنگ بزنید و متفرق نشوید) مسجدخانهء خداوند ومرکز عبادات ، تجمع ودید وباز دید مسلمانان میباشد ؛ که همه با نمازجماعت سر بدرگاه الله سبحانه وتعالی فرود می آورند . ارکعوا مع الراکعین (سوره البقره آیه 43)(رکوع کنید با رکوع کننده گان) مسجدکه هزاران صفت نیکودارد مرکزعبادات است تا مسلمانان درپنج وقت به مسجد جمع شوند ونماز به جماعت ادا بسازند . همچنان تلاوت قرآن شریف و ذکر ودعا نمایند . مسجد مرکز تبلیغ اسلام است  حضرت محمد (ص) در حجة الوداع برای مسلمانان  فرمودند : دین اسلام تکمیل گردید این پیام را به دیگران برسانید . وظیفه هر مسلمان خصوصا علما ومبلغین مسلمان است تا در تبلیغ دین اسلام یک لحظه هم دریغ وسهل انگاری نکنند . مسجد بهترین مرکز برای این هدف مهم یعنی تبلیع اسلام بشمار می آید . هدف ووظیفه مهم دیگر که در مسجد به شکل احسنی اجرا میشود ؛ تعلیم وتربیه ، آموزش و تدریس علوم اسلامی میباشد . برای هر مسلمان فرض است که علوم اسلامی را بیاموزد و فرزندان خود رابانورهدایت کلام الله سبحانه وتعالی درخشان وملبس نماید . بنابرین خصوصیات مهم واساسی یعنی مرکز اتحاد واتفاق ، عبادت ، تبلیغ ، تعلیم وتدریس ، حضرت محمد (ص) در اولین روز های مهاجرت خود در قبا مسجد قبا را آباد نمودند. این پیام ودرس بزرگ دیگریست که مسلمانان در هر محلی که مهاجر میشوند ؛ برای اتحاد، اتفاق ، عبادات ، تبلیغ و تدریس در اولین روزهای مهاجرت عمارت مهم مسجد آباد نمایند .

      به اصل مطلب برمیگردیم  . حضرت محمد (ص) بعد از بنای مسجد قبا به مدینه که در آن زمان یثرب نامیده میشد؛ هجرت کردند. وقتی به مدینه رسیدند ؛ هریک ازمسلمانان مهار شتر شان(قصوه) را میگرفتند وبه طرف خانه خود میبردند . حضرت محمد (ص) گفتند: مهارقصوه را رها کنید به هر جاکه شتر من زانو زد درهمانجامنرل میکنیم .قصوه چندین محل را عبور نمود وسر انجام در محل النجار که قبیله مادری شان میباشد در زمینی بی خانه زانو زد. آن زمین مربوط به دویتیم بود .اسد بن زراره برادر کلان وقیم آن یتیمان زمین را به حضرت محمد(ص) بخشش کرد. ولی قبول نکردند ودر حالیکه قیمت زمین هفت دیناربود به ده دینار ازاوخریدند ودر مدت هفت ماه مسجدومحل رهایش آباد کردند.

      حضرت محمد (ص) در اولین روزها مهاجرت مشکل نام این محل را حل نمودند. یثرب یعنی محلی که انسان را آزار میدهد یا ناخوش ومریض میسازد. این نام یثریب را مردم بادیه نشین وصحرانشین که با آب وهوای خشک و بی باران عادت کرده بودند ؛ بر این منطقه کذاشتند. ولی مردم بومی این محل که با باران وهوای مرطوب وشاداب عادت داشتند نام این منطقه را طیبه یعنی شهر مطلوب گذاشتند. نزاعی که بر سر نام این محل بود؛ حضرت محمد(ص) با ساده گی رفع نموده ونام یثریب وطیبه را به مدینه تبدیل کردند که فقط معنی شهر را میدهد.

          حضرت محمد (ص) در مدینه خانه رهایشی نداشتند. نزدیکترین خانه به زمینی که خریده بودند مربوط به ابوایوب بود که ایشان را دعوت کرد که در خانه اش زندگی کنند. ایشان در صورتی که غذا را خودشان تهیه نمایند قبول کردند واز مسلمانان مدینه (انصار) خواستند تا با مسلمانان مکه (مهاجر) عهد اخوت ببندندومهاجرین مکه را درخانه های خود مسکن بدهند . همه بارضائیت وخوشی قبول نمودند و186 مهاجر مسلمان مکه با مسلمانان انصارمدینه  عهد اخوت بستند وآنها را در خانه های خود مسکن دادند. خداوند (ج) در آیه 75 سوره انفال چنین میفرمایند « کسانی که ایمان آوردندومهاجرت کردندو در راه خدا جهاد نمودند و اشخاصی که منزل دادند (یعنی به مهاجرین مکه منزل دادند) و کمک کردند (یعمی به مهاجرین کمک کردند) از مومنان حقیقی هستندو خداوند آنها را مورد مغفرت قرار میدهد و درهای روزی را برویشان می گشاید »

     هجرت حضرت محمد (ص) از مکه به مدینه به این ترتیب صورت گرفت . ازینجاست که قدم های مهم و پرثمر برداشته شده و با تبلیغات هدایات قرآن مجید تعداد زیادی به دین مبین اسلام مشرف شدند وبا غزوات احد ، بدر ...  سرانجام شرایط فتح مکه میسر ودین اسلام از آنجا به تمام دنیا پخش گردید

نویسنده : محمد بازیره ; ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٩
تگ ها:


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس